رسم الخط زبان گیلکی بر سر یکراهی
در رسم الخط فارسی برخی از صداها، صورتهای نوشتاری متفاوتی دارند اما مانند هم تلفظ می شوند مانند اثیری و اسیری، برخی حروف همواره به یک صورت نوشته می شوند ولی به طرق گوناگون خوانده می شوند مانند حرف “واو”: سواد، سوال، سود. گاهی نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند مانند ” واو معدوله”: خواهر، خواهش. نوشته نمی شوند ولی خوانده می شوند مانند مصوت ها: ملت، اژدها.گاهی حروف صدایی جز صدای معمول خود را می دهند: موسی، کبری یا غالبا، اکثرا ! بسیاری نمی دانند تکلیفشان با دو صدای ت (ط، ت) و دو صدای (اِ، ع) و دو صدای هـ (هـ، ح) و چهار صدای ز (ز، ذ، ض، ظ) و دو صدای ق (ق، غ) و سه صدای س (س، ص، ث) چیست؟ تنها یکی از معایب این رسم الخط این است که هنگام خواندن یا نوشتن یک اسم نا آشنا دچار مشکل میشویم.
با ورود واژگان و اصطلاحات غیر فارسی و همچنین پدید آمدن واژگان و اصطلاحات جدید در زبان فارسی وضعیت هم پیچیده تر گردیده. به واژه ” سرم ” توجه کنید. این واژه را یکبار به فتح سین و بار دیگر به کسر آن بخوانید. دو معنی مختلف میدهد. در هنگام خواندن با در نظر گرفتن جملات قبلی و بعدی می توان به معنای آن پی برد و گاهی هم اینکار به سادگی امکان پذیر نیست: “…سرم تزریقی شده بود، معتاد به خون رگ این وآن….”، در این مثال اگر جملات دیگری در پس و یا پیش جمله برای یافتن مفهوم واقعی ” سرم ” بیان نشود، مفهوم واقعی واژه ” سرم” در ابهام باقی خواهد ماند چون جمله با هر دو معنی قابل بیان برای ” سرم” قابل بررسی است.
رسم الخط فارسی برای خواننده بخصوص خواننده نوپا، بسیار پر ابهام است در حین خوانش متن برداشت چندگانه خواننده از واژگان موجب آن می شود که فرد برای دست یافتن به مفهوم واژه، قسمت وسیعتری از متن را مورد بررسی قرار دهد و اینگونه می شود که سرعت مطالعه کاهش می یابد. زبان فارسی مانند هر زبان دیگری قابلیت هایی در بیان مفاهیم کنایی و استعاری و چند گانه در قالب صورت و معنی واژه دارد(جلوتر به این قابلیت در زبان گیلکی نیز اشاره خواهد شد)، حال این مفاهیم به واسطه رسم الخطی که خود پر ازابهام است نیز انتقال داده می شود! (در نوشتار گیلکی نیز با این وضعیت روبرو هستیم) در این حالت در خوانش متن به دلیل اینکه یک رابطه اینهمانی بین صورت واژه- در قالب نوشتار- و مفاهیم متعدد آن – در ذهن مخاطب- وجود ندارد، در حین خواندن یک گسست زمانی و فکری برای پی بردن به مفهوم واقعی واژه پدید می آید اینجاست که می توان ادعا نمود که زبان و خط از سویی یکدیگر را و از سوی دیگر خواننده را به چالش می کشند! هر چقدر خواننده ورزیده تر باشد این گسست کمتر خواهد بود. اما با توجه به وضعیت سرانه مطالعه در ایران می توان پی به این مطلب برد که درصد خواننگان ورزیده نسبت به کل جمعیت بسیار ناچیز است. گر چه بر طبق آمار رسمی استان گیلان بالاترین سرانه مطالعه در کشور را داراست اما باید خاطر نشان کرد که باز میزان این سرانه در حد دقیقه ها است و متون مورد مطالعه به زبان فارسی و عربی خلاصه می شود. با اوصافی که از رابطه رسم الخط فارسی بر مخاطب فارس زبان ذکر گردید، پر واضح است که یک گیلک، کرد، لر و…چالش های بیشتری را با همین متن فارسی داشته باشد. اما نکته قابل تأمل اینجاست که وقتی همین رسم الخط ناقص و پرابهام برای نگارش زبان گیلکی به کار می رود، تا چه اندازه فهم و درک نوشته را مشکل می گرداند، مورد دیگر، تغییراتی است که در مورد مصوتها در رسم الخط گیلکی لحاظ گردیده است که کار نوشتن را برای یک نویسنده مشکل و برای یک نوآموز، طاقت فرسا می نماید. نوشتن و به خصوص تایپ واژگان نیز به دلیل وجود سمبل ها، کاری وقت گیر است.
یکی از بزرگترین مشکلات در مسیرثبت و نوشتن صحیح واژگان، آموزش و گسترش زبان گیلکی، نبود یک رسم الخط مورد قبول و واحد است، این امر فاصله زیادی را بین نویسندگان و مخاطب/نویسنده ایجاد می کند به همین دلیل انتخاب یک رسم الخط جدید برای زبان گیلکی ضروری می نماید. برای رسیدن به این هدف ابتدا باید ایرادهایی را که به رسم الخط فارسی و گیلکی وارد است مورد توجه قرار داد و همچنین می توان سرگذشت خط در زبانهای دیگر را مورد بررسی قرار داده و از تجربیات آنان در این زمینه استفاده نمود. با توجه به اینکه زبان گیلکی از زبانهای هندی-اروپائی است، به سابقه خط در جغرافیای دو زبان بارریشه متفاوت اشاره می گردد. اولی زبان کردی با ریشه هندی-اروپائی، با ساختارصرفیِ تحلیلی و دارای اشتراکات با زبان گیلکی ودومی زبان ترکی با ریشه اورال-آلتائی، با ساختار التصاقی و دارای اشتراکات آوایی با زبان گیلکی. در مورد زبان کردی بیش از۱۰۰ سال پیش، اندیشمندان و بزرگان ادب کُرد پی به نواقص رسم الخط عربی برده و در پی رفع آن نواقص برآمدند. در طول این دوره چندین رسم الخط برای زبان کردی (بر پایه حروف لاتین یا عربی) به وجود آمد برخی از این خطوط منسوخ گشتند و در حال حاضر از میان سه گویش عمده زبان کردی، کردهای ترکیه با بیشترین جمعیت رسم الخط لاتین و کردهای ایران و عراق به دو رسم الخط عربی ولی با نظام های نوشتاری متفاوت کتابت می کنند. در مورد زبانهای ترک تبار نیز وضع به همین گونه است.آنها نیز بیش از یک قرن در مناطق خود رسم الخط های گوناگونی را تجربه کرده اند و در حال حاضردر میان خانواده زبانهای ترکی، ترکی استامبولی، ترکمنی، ازبکی، گاگاووز رسم الخط لاتین، زبانهای کارچای بالکار، قرقیزی و یاکوتی رسم الخط سیریلیک، زبان تاتاری رسم الخط لاتین و سیریلیک، قزاقی رسم الخط سیریلیک وعربی و آذربایجانی رسم الخط لاتین و عربی دارند
در مثالهای بالا با توجه به اینکه تمام این زبانهای گوناگون ترکی تبار و در مورد کُردی، گویشهای متفاوت آن از لحاظ اصوات و آواهایی که در کلمات به کار می برند، با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند با این حال می بینیم که این اقوام هر یک به فراخور موقعیت سیاسی، فرهنگی و تاریخی، رسم الخط های متفاوتی را برای نوشتن پیشه کرده اند. این بدان معناست که در گستره جغرافیایی هر زبان، با توجه به ارتباطات، وضعیت سیاسی و پیشینه فرهنگی تاریخی، رسم الخط موجود، کاربردی و راهگشاست – البته ناگفته نماند که در سالهای اخیر بحث یکسان سازی رسم الخط در میان گویش های متفاوت کردی و زبان های ترکی به جهت همبستگی فرهنگی و یا سیاسی همواره مطرح می گردد- و دیگر اینکه تلون و تغییرات متمادی خط در میان یک زبان این واقعیت را بار دیگر بخاطر می آورد که خط و دستگاه نگارش یک چیز قراردادی است که اگر جوابگوی نیاز زبان و زبانوران نباشد، تغییر می کند. در میان زبانهای ترکی، ترکی استامبولی به دلیل موقعیت ممتاز سیاسی و جغرافیایی نسبت به سایر ملل ترک زبان نقش محوری را داراست اما در مورد کردی وضع بدین منوال نیست و هنوز گویشوران هر یک از گویشهای زبان کردی، با تکیه به استقلال نسبی سیاسی یا داشتن تریبون های متعدد سعی بر این دارند که گویش و رسم الخط خود را به عنوان زبان و رسم الخط معیار معرفی نمایند که در این میان کردهای ترکیه با رسم الخط لاتین و دسترسی به مخاطب و رسانه های بیشتر، تکنولوژی و دارا بودن بیشترین جمعیت کُرد در یک سو و کردهای سنتی ترعراق با رسم الخط عربی و دارا بودن تشکیلات اداری متمرکز در سوی دیگر، از بازیگران عمده این میدان هستند.
حال با توجه به سوابق ذکر شده از زبان هم ریشه کردی و اینکه گستردگی جغرافیایی زبان گیلکی به اندازه زبان کردی نبوده و همچنین تفاوت میان غربی ترین گویش گیلکی با شرقی ترین و جنوبی ترین آن به اندازه تفاوت گویش های زبان کردی نیست باید از تمام این ها درس گرفت و به جای اینکه فعلا دغدغه زبان معیار را داشته باشیم بهتر آن است که به وضع یک رسم الخط برای تمام گویش های زبان گیلکی اهتمام ورزیم تا هم کتابت و نوشتار گیلکی سر و سامان گیرد و هم خدای ناکرده دو فردای دیگر وضع نوشتارمان به وضعیت چند پاره زبانهای کردی و ترکی دچار نشود. وجود چند رسم الخط متفاوت یکی از دلایل پایه برای ایجاد نشدن زبان معیار کُردی است. در مورد زبان گیلکی نیز، زمانی زبان گیلکی معیار حقیقی بوجود می آید که در ابتدا خط مشترک استاندارد بین تمام گویش ها متداول باشد، تا گویش ها ثبت و ضبط و واشکافته شوند. وقتی خط مشترک وجود داشته باشد آنگاه می توان به داشتن یک زبان معیار امیدوار بود. زبان معیارحقیقی یک قرارداد ادبی نیست بلکه از تلاقی و صیقل خوردن واژهها و دستگاه ساختارسازی گویش های مختلف در طول سالیان دراز به وجود خواهد آمد.
در حال حاضر رسم الخط گیلکی،علاوه بر مشکلاتی که در مورد رسم الخط فارسی برشمرده شد، مشکلات دیگری نیز دارد، چون اینجا مصوتها نیز وارد میدان می شوند. به کلمات توجه کنید: مو /mu/ (من) – خون /xün/ (خون)- أفتؤ /afto:/ (آفتاب) - وی دار /vəy-dâr/ (درخت بید). در این مثال حرف واو نماینده چهار مصوت متفاوت است که حتی برای مصوت میانی واژهی خون (ü آوایی بین u و i) هیچ نشانهای در رسمالخط گیلکی وجود ندارد. این مشکلات با رسم الخط لاتین قابل رفع است. به مثال زیر توجه کنید (مثالی اینچنینی در اول متن برای زبان فارسی آورده شد). “دریایی بو، گورشأبؤ”. ترجمه ها:۱- آنکه دریایی (شخص معلوم) بود، سوخت (جمله خبری)،۲- (شخصی- مجهول) مانند دریایی بود، سوخت ۳- دریایی وجود داشت، سوخت ۴- بوی دریایی، سوخت! حال اگر بخواهیم همین متن گیلکی را به لاتین بنویسیم برای اینکه نشان دهیم که منظور از “دریایی”، آقا یا خانم دریائی است، تنها کاری که باید انجام داد این است که حرف اول کلمه دریایی را با حرف بزرگ (D) بنویسیم. شاید بتوان با تنظیم قوانین نگارشی هر یک از معانی دیگر را هم به سادگی نشان داد. ولی اگر این امر هم اتفاق نیافتد باز می بینیم که رسم الخط لاتین در بدترین حالت حداقل یک پله از رسم الخط فعلی زبان گیلکی جلوتر است.
در رسم الخط کنونی همه مصوت های موجود در زبان گیلکی نمایش داده نمی شوند و تازه اگر هم نمایش داده شوند، بر مشکلات ذکر شده افزوده می گردد. در زمان حاضر یکی از بزرگترین چالشهای زبان گیلکی برای برقراری ارتباط همین مشکل کتابت و نگارش بخصوص در عالم وب است. یکی از مشکلات این است که در بسیاری از موارد متون تایپ شده، در فضای وب دچار بهم ریختگی می شوند. برای دست یازیدن به این هدف باید خطی نوین را پایه گذاری نماییم که به کمک آن مشکل خوانش و نگارش زبان گیلکی را حل کرده تا یارای این را داشته باشیم که در عالم مجازی حرف برای گفتن داشته باشیم. به خطی نیازمندیم که به تمام جهات با زبان گیلکی سازگاری داشته باشد و مانند رسم الخط کنونی، روح و قابلیت های فنوتیکی و دینامیکی زبان را محبوس نکند. نگارش آن ساده و آسان باشد و از همه مهمتر در عالم مجازی تعریف شده باشد. در رسم الخط لاتین تمام آنچه که گفته می شود نوشته می شود. حروف صدا دار مانند حروف دیگر نوشته می شوند، وقتی واژه ای نوشته می شود تمام اجزای آن عیان است. اگر این رسم الخط را رسم الخط باز وعریان بنامیم در برابرش رسم الخط بسته و در پرده فارسی با آن ایراداتی که در ابتدای سخن ذکر گردید قرار می گیرد. زبان گیلکی در حال حاضر به خطی بی پرده، شفاف و باز نیازمند است. از مهمترین رسم الخط هایی که می توانند برای وضع رسم الخط آتی زبان گیلکی الهام بخش باشند می توان به رسم الخط لاتین اشاره نمود.
وقتی صحبت از تغییر خط می شود، برای برخی، دغدغه گسست از گنجینه های ادبی قدما پیش می آید. در مورد زبان گیلکی باید خاطر نشان کرد که مجموع آثاری که به این زبان از قرون گذشته بر جا مانده انگشت شمارند که آنها را به همراه تمام آثاری که در قرن اخیر به این زبان نوشته شده می توان با یک همت جمعی، به رسم الخط جدید نگارش کرد. تجربه های موفق متعددی در این زمینه وجود دارد که می تواند مورد بررسی قرار گیرد.در ترکیه از زمان تغییر رسم الخط از عربی به لاتین، تا کنون بسیاری از آثار ادبی گذشته به رسم الخط جدید برگردانده شده اند و بارها و بارها تجدید چاپ گشته اند. خیل عظیم شعرا و ترانه سرایان و نویسندگان ترک نشانگر این مدعاست که تغییر خط از خط بسته به خط باز نه تنها تاثیر منفی بر ادبیات نمی گذارد بلکه تأثیر مثبت نیز دارد. ” ناظم حکمت” از بزرگان شعر نو جهان تنها نمونه ای از شاعران معاصر ترک است که شهرت جهانی دارد. این در حالی است که در ایران موسسات انتشار کتاب بدلیل نداشتن مخاطب رغبتی به انتشار آثار کلاسیک ادبی ایران نشان نمی دهند و بر خلاف آنچه از دور به گوش می رسد غالب مردم تنها نام چند تن از ادبای ادوار گذشته را به یاد دارند و احتمالا تنها یک دیوان حافظ که آنهم شب یلدا اگر سرحال باشند، آن را تورق می کنند؛ ما چه کردیم؟ با پافشاری بر تعصبات، تنها زبان و فکر سیال را محبوس ساختیم وگرنه از آن «ناظم حکمت»ها در ادبیات ملی و بومی خود کم نداشته و نداریم.
افرادی که تنها مخالف بودن پیشهشان گشته و جمود و ثباتِ کشنده،ة فکر روز و شبشان است، با این اندیشه و اندیشه های نو دیگر مخالفت خواهند کرد. البته جای خوشحالی است که این افراد در عصر حجر و یا دوران پیدایش خط حضور نداشتند وگرنه معلوم نبود امروز با آن خطوط اولیه و الواح گلی چه مشقتی را برای نوشتن وخواندن همین متن حاضر باید متحمل می شدم. پیشینیان ما در ارتباط با خط کار بایسته وشایسته را انجام دادند. ما چه کردیم؟ در سر گذشت زبانهای در حال انقراض و زبانهایی که در همین قرن منقرض گشته اند دقیق شویم. یکی از دلایل اصلی تمام این تحلیل رفتن ها و محو گشتن ها، نداشتن خط کاربردی و به تبع آن کتابت و مخاطب پیگیر بوده است. شاعران و نویسندگان گیلک زبان با امید به آینده، وقت، عمر و سرمایه خود را برای احیا، حفظ و گسترش زبان گیلکی صرف کرده و می کنند. حال که تغییر خط می تواند به این روند کمک کند، تعلل در تغییر آن کوتاهی بزرگیست که زبان گیلکی و نسل های آتی ضربه اش را خواهند خورد. رسم الخط گیلکی جوابگوی نیازهای ما نیست. این خط باید تغییر کند و این کاملا منطقی و مخالفت با آن، زبانکُشی است.
Vaktөm, pur zөmөt’e ki vakteam o hiddөnon ө amra jөlgө nem.goron ө jor, daron ө bun, si pөs isam,tөsk ө tөsk. tur ө urgon ө amra dilzөrcө kunmө, u zөmөt ki asumon ө dөla dөkөfө siya bahө, u zөmөt ki varөš varө fөrrө-fөrrө.bөšөr ө nөng ө sujөš ə ji , bөšөr ө tarkinө uqur ө ji, mi dila ni sujө i bөšөrө re. mi dil, bujaqon ө dil, kulatө dil, gor ө dila ni. ami dil ө tөš vašө. oyyy bөšөr kura šori,.....na gaz na cig na gurrө...dө hicci ma vanne, pur zөmөt’e ki bi balu bubom.....yəšace jon ө amra isam siyө galөš ə rafa.... mi pil ө Isgalөš, kilsay bujaqon ө naje, xa bay, ayө ....xa bay o dөsasini mi yəšakөte jon’e xu šuromhistagude bal ө amra.... i pil ө dөni dürün, fөqөd un’e ki donө goron ө jor, tarmi bun, si pөs, isa... tөsk ө tөsk I tө yөšace Durək.